تبلیغات |
دختری به نام تنهایی
سه شنبه 10 آبان 1390 :: نویسنده : parniyan
سلام به همه دوستان خوب و عزیزم اول ازهمه جا داره از همه دوستانی که منو لینک کردن و بهم نظر لطف داشتن و همینطور دوستای عزیزم که همیشه به وبم سر میزدن به خصوص دسپینا جونم تشکر کنم.بعدم اینکه باید خدمتتون عرض کنم که بنده امسال بچه کنکوریم! اگه میشه واسم دعا کنین که توی رشته ی مورد علاقم قبول بشم. نوع مطلب : برچسب ها :
زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد.
وقتی که دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود. زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد….!!! زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟ غول جواب داد : نخیر ! زمانه عوض شده است و به علت مشکلات اقتصادی و رقابت های جهانی بیشتر از یک آرزو اصلا صرف نداره
زن اومد که اعتراض کنه که غول حرفش رو قطع کرد و گفت :همینه که هست……. حالا بگو آرزوت چیه؟ زن گفت : در این صورت من مایلم در خاور میانه صلح برقرار شود و از جیبش یک نقشه جهان را بیرون آورد و گفت : نگاه کن. این نقشه را می بینی ؟ این کشورها را می بینی ؟ اینها ..این و این و این و این و این … و این یکی و این. من می خواهم اینها به جنگ های داخلی شون و جنگهایی که با یکدیگر دارند خاتمه دهند و صلح کامل در این منطقه برقرار شود و کشورهایه متجاوزگر و مهاجم نابود شون. غول نگاهی به نقشه کرد و گفت : ما رو گرفتی ؟ این کشورها بیشتر از هزاران سال است که با هم در جنگند. من که فکر نمی کنم هزار سال دیگه هم دست بردارند و بشه کاریش کرد. درسته که من در کارم مهارت دارم ولی دیگه نه اینقدر ها . یه چیز دیگه بخواه. این محاله. زن مقداری فکر کرد و سپس گفت: ببین… من هرگز نتوانستم مرد ایده آل ام راملاقات کنم. مردی که عاشق باشه و دلسوزانه برخورد کنه و با ملاحظه باشه. مردی که بتونه غذا درست کنه!!! و در کارهای خانه مشارکت داشته باشه. مردی که به من خیانت نکنه و معشوق خوبی باشه و همش روی کاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نکنه!!!!! ساده تر بگم، یک شریک زندگی ایده آل. غول مقداری فکر کرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتی رو بده دوباره یه نگاهی بهش بندازم......!!!
نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 16 خرداد 1390 :: نویسنده : parniyan
گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟ گفتم خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟ گفتم خدایا چقدر دوری؟! گفت: تو یا من؟ گفتم خدایا تنهاترینم! گفت: پس من؟ گفتم خدایا کمک خواستم! گفت: از غیر من؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟ ![]() نوع مطلب : دل نوشته ها، برچسب ها : پنجشنبه 5 خرداد 1390 :: نویسنده : parniyan
خدمتکاری به خانم خانه ای که در آنجا کار می کرد،تقاضای افزایش حقوق
داد. خانم خانه که خیلی از این موضوع ناراحت بود، تصمیم گرفت با
خدمتکار صحبت کند.
«آهان، باشه، باشه. راستی چقدر دوست داری
به حقوقت افزوده بشه؟؟؟» نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 1 خرداد 1390 :: نویسنده : parniyan
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟ نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 1 خرداد 1390 :: نویسنده : parniyan
گنجشک با خدا قهر بود… نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : parniyan
برخی از مورخان و کارشناسان
که اکثرا دهه ی هفتاد به بالا بودند اخیرا کشف کردند دهه ی
شصتی ها خوشبخت ترین انسان هایی بودند که بعد از آدم و حوا
پا به این کره ی خاکی گذاشتند. بر اساس این یافته
ها دهه ی شصتی ها از تولد تا بعد از وفات 7 خوان
را می گذرانند. (البته برخی را گذرانده اند.) خوان
هایی که همواره با ناداوری ها از آن سربلند بیرون
آمده اند! خوان اول: بحران پوشک و شیرخشک در دهه ی شصت اصطلاحی بین زوج های جوان وجود داشت، آنها می گفتند: «بچه که عمر و نفسه ده تاش کمه، هزارتاش هم بس نیست!» در همین راستا و همچنین در راستای نبود سینما، پارک و … برای گذراندن وقت در انتهای شب در بیرون از منزل، کانون های خانواده گرم و گرم تر شدند، آنقدر گرم که برخی محققین بر این عقیده هستند که گرم شدن زمین و آب شدن یخ های قطب شمال و جنوب نتیجه ی اقدامات انجام گرفته شده در دهه ی شصت می باشد. 1- ورود تازه دهه شصتی ها حیات را معنای تازه ای بخشید.
دهه ی
شصتی ها بسیار خوش
شانس بودند، زیراکه
به دلیل افزایش کمّی
شان با بحران پوشک
مواجه شدند، آن زمان
هم مثل الان چینی ها
مهربان نبودند که هر
چیزی که کم داریم
برایمان صادر کنند،
در نتیجه به طور
متوسط هر دهه ی شصتی
هفته ای فقط یکی دو
روز پوشک می بست و در
باقی ایام هفته در
آزادی کامل به سر می
برد؛ البته این دهه ی
شصتی ها از همان
ابتدا نیز جنبه ی
آزادی را نداشتند و
با اعمالی که بر روی
گل های قالی انجام
دادند باعث بدنامی
فرش های دستبافت
ایرانی در سطح بین
الملل شدند و کاهش
صادرات فرش دستباف در
این روزها نتیجه ی
اقدامات نادرست دهه ی
شصتی ها در آن زمان
می باشد!
در کنار این
بحران ، بحران
شیر خشک هم مزید
بر علت بود تا
آنها با دست و
پنجه نرم کردن با
این بحران ها در
کودکی امروز
آماده ترین نسل
حاضر برای اجرایی
شدن طرح هدفمند
کردن یارانه ها
می باشند! 2- دهه شصتی ها از همان ابتدا مشکلات را لمس کردند.
![]() خوان دوم: مدرسه دهه ی شصتی ها کلا خوش به حالشان بود، در کلاس های شونصد نفره درس می خواندند، آخرین یافته های علم آمار و احتمال نیز ثابت کرده هر چه تعداد دانش آموزان یک کلاس بیشتر باشد احتمال اینکه معلم از دانش آموزی درس بپرسد کمتر است؛ البته این اصل در مورد دهه ی شصتی ها صدق نمی کرد زیرا تا معلم اسامی بچه ها را می خواند تا حضور و غیاب کند وقت یک ساعت و نیمه ی کلاس تمام می شد. 3- صفوف در هم فشرده مشتاقان علم و دانش، نشان از وجود عطش دانستن در دهه شصتی ها داشت
خوان سوم: دانشگاه کلاً مسئولان
هوای دهه ی شصتی ها را خیلی داشتند، مدام برایشان سدسازی می کردند، یکی از
این سدهای سخته شده در آن سال ها «سد کنکور» نام داشت که البته به جای آب
پشت آن «داوطلب» جمع می شد؛ مزیت سد کنکور به سدهای دیگر این بود که اصلا
سوراخ نمی شد و لازم نبود کسی پتروس بازی دربیاورد و تا یک ماه انگشتش آبسه
کند! دهه ی شصتی ها در پشت این درب
روزهای بسیار خوشی را گذراندند و روزها و شب های بسیاری را با «تست های 4
گزینه ای» هم آغوش شدند، و در انتها نیز به جنگ غول کنکور رفتند. مسئولان در یک اقدام ژرف نگرانه
و آینده بینانه از غول کنکور دعوت کردند تا بیاد و با دهه ی شصتی ها به
عنوان یک بازی تدارکاتی دست و پنجه نرم کند تا دهه ی شصتی ها آمادگی پیدا
کنند در سال ها بعد با غول های بزرگتری همچون غول تورم و بیکاری و مسکن و …
مبارزه کنند! 4- غول کنکور بسیاری از دهه شصتی ها را ناکام گذاشت. ![]() 5- البته با تلاش دهه شصتی ها راه برای دهه هفتادی ها باز شد.
![]() خوان چهام: کار دهه ی شصتی ها کم کم از دانشگاه بیرون آمدند، البته خودشان چندان تمایلی به بیرون آمدن از دانشگاه نداشتند اما دهه ی هفتادی ها آنقدر وارد دانشگاه شدند که دیگر در دانشگاه جایی نمانده بود و دهه ی شصتی ها از آنطرف دانشگاه بیرون افتادند! فرصت های کاری بسیار بالایی برای آنها وجود داشت، از آبیاری گیاهان دریایی و گردگیری میز رایانه گرفته تا آسفالت سابی و متر کردن عرض خیابان ها. 6- البته مشکل اشتغال از چالش های مهم پس از فارغ التحصیلی دهه شصتی ها بود.
خوان پنجم:
ازدواج همان طور که دهه ی
شصتی ها سنشان بالا می رفت ازدواج هم سنش بالا می رفت، در همین راستا اکثر
کارشناسان معتقد هستند دلیل بالا رفتن سن ازدواج نه بیکاری است و نه گران
بودن مسکن، بلکه تنها دلیل بالا رفتن سن ازدواج، بالا رفتن سن دهه ی شصتی
ها می باشد!
خوان ششم: عزرائیل در همین راستا پیش بینی می شود دهه ی شصتی ها بسیار بسیار زیاد عمر کنند، زیرا همه ی آنها با هم به دنیا آمده اند و در نتیجه همه با هم بزرگ شده اند پس همه تقریبا در یک بازه زمانی فوت خواهند کرد؛ عزرائیل یحتمل در آن زمان که دهه ی شصتی ها به زمان مرگشان برسند آنقدر سرش شلوغ خواهد شد که دیگر بدون وقت قبلی جان کسی را نمی گیرد و در نتیجه دهه شصتی ها چند سالی را در وقت اضافه سپری خواهند کرد. 7- تاخیر در مرگ، از دیگر جنبه های مثبت زندگی دهه شصتی ها محسوب میشود.
![]()
خوان هفتم: آن دنیا!
بالاخره نمی شود همه چیز به کام دهه ی شصتی ها باشد، یحتمل آنها
در آن دنیا با مفهوم کمبود امکانات مواجه خواهند شد، پیش بینی می شود در آن
دنیا به همه ی روح های دهه ی شصتی بال نرسد و برخی از روح های دهه ی شصتی
نتوانند در آسمان پرواز کنند. 8- اما خوش شانسی ها پس از مرگ هم دست از سر دهه شصتی ها برنداشت.
![]()
نوع مطلب : برچسب ها : چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : parniyan
وقتی
گروه نجات ، زن
جوان را زیر
آوار پیدا کرد
او مرده بود
*عزیزم، اگر زنده ماندی،هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت*
نوع مطلب : برچسب ها : چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : parniyan
پنجشنبه 25 فروردین 1390 :: نویسنده : parniyan
یکشنبه 7 فروردین 1390 :: نویسنده : parniyan
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بله دیگه اینم آخرعاقبتمونه!!! ![]()
نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 7 فروردین 1390 :: نویسنده : parniyan
![]() خدا میدونه این شیر نکبت تا حالا کجا بوده!اعتراف کن! ![]() نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 7 فروردین 1390 :: نویسنده : parniyan
کامپیوتر مذکر است یا مونث؟ کلیه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد نوع مطلب : برچسب ها : کنکور پسرشناسی
گرچه پسرا دیگه نیازی به شناسایی ندارن!!! ![]() 1. هدف خاصی نبود 2. گِل اضافه مونده بود 3. نسخه آزمایشی بود 4. اصلا کار خدا نبود چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟ 1.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند 2.مگه ما روی زمین مرد هم داریم 3.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد 4.حالا چه عجله ایه؟ اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟ 1.چیز خاصی نمی آفرید 2.پیراشکی 3.خروس دریایی 4.فضای خالی اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟ 1.مگه قراره اتفاقی بیافته 2.خارشتر کویر لوت که آفت نداره 3.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد 4.یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر چه وقت مردها عاشق می شوند؟ 1.چه وقت مردها عاشق نمی شوند! 2.هر وقت مامانشون بگه 3.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند 4.یک روز از همین روزا ! مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟ 1.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند 2.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن) 3.بستگی تام و تمام به میزان تستر.... دارد. 4.رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد. مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟ 1.فنر با ثابت بالا 2.پارچه استرچ 3.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته 4.کش تیرو کمان مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟ 1.هر شب 2.هر وقت که خدا بخواد 3.هر وقت تستر..... بگه 4.سیکل خاصی ندارند مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟ 1.اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن! 2.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن! 3.به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن! 4.می رن کلاس آمادگی جسمانی!! وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟ 1.چیزی نمی گن چون وقت عمله 2.وقت نمی کنن چیزی بگن 3.اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه 4.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟ 1.با دست 2.با تور 3.با چنگول 4.با زبون معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟ 1.هر که پیش آمد خوش آمد 2.به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه 3.ده بیست سی چهل 4. به قول مادر بزرگ پسر، دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد، وامیستن بهترش بیاد. به شدت حال کردم!!! ![]() ![]() نوع مطلب : برچسب ها : چهارشنبه 25 اسفند 1389 :: نویسنده : parniyan
خرس قطبی: من از سر صلح آمده ام ![]() عکس های قابل توجه نوربرت رزینگ نشان دهنده یک خرس قطبی وحشی است که به سمت سگهای سورتمه افسار بسته در حیات وحش "هادسن بی" کانادا نزدیک میشود. ![]() عکاس مطمئن بود که مرگ سگهای خود را خواهد دید زمانی که خرس قطبی در اطراف سگهایش سرگردان بود. ![]() باورش سخته که بدونی این خرس قطبی فقط به آغوش کسی احتیاج داشت! ![]() الهی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. بعدم میگن حیوونا احساس ندارن!!! ![]() نوع مطلب : برچسب ها : |
درباره وبلاگ ![]() اگر کسی مرا خواست ، بگویید رفته باران را تماشا کند ، و اگر باز اصرار کرد ، بگویید برای دیدن طوفانها رفته است ، و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد . مدیر وبلاگ : parniyan مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان برچسبها آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
|