تبلیغات
دختری به نام تنهایی - لیلی و مجنون

دختری به نام تنهایی

لیلی و مجنون

یک شبی مجنون نمازش را شکست 



بی وضو در کوچه ی لیلا نشست



عشق آن شب مست مستش کرده بود



فارغ از جام الستش کرده بود



گفت یارب از چه خوارم کرده ای



برصلیب عشق دارم کرده ای



خسته ام زین عشق دل خونم نکن



من که مجنونم،تو مجنونم نکن



مرد این بازیچه دیگر نیستم



این تو ولیلای تو... من نیستم



گفت ای دیوانه لیاقتت منم



در رگت پنهان و پیدا منم



سالها با جور لیلا ساختی



من کنارت بودم و نشناختی



[ پنجشنبه 13 خرداد 1389 ] [ 09:15 ق.ظ ] [ parnian ] [ نظرات() ]